آیا فقط تعداد اندکی نجات می‌یابند؟

کتاب‌مقدس به روشنی می‌آموزد که همه مردم نجات پیدا نمی‌کنند. در عوض، نجات‌یافتگان بازماندگانی مطابق با انتخاب فیض هستند (رومیان ۷:۱۱؛ ۲۷:۹). اعترافاتِ تاریخی بر اساسِ آنچه گاهی «کفاره محدود» خوانده می‌شود، تعلیم می‌دهد که هدفِ نجات‌دهنده‌ و قربانی شدنِ مسیح بر روی صلیب، صرفا به افرادِ برگزیده، یعنی کسانی که وی برای آنها مُرد، محدود می‌شود (یوحنا ۹:۱۷).

اما آیا همه اینها به این معنی است که بازماندگان منتخب، در مقایسه با تعداد از دست‌رفته‌ها، کمتر هستند؟ و چرا این سؤال مهم است؟ اگر ما اعتقاد داشته باشیم که خداوند، در فیض خسیس است، چه اتفاقی در زندگی و شبانی ما می‌افتد؟ اگر فقط تعداد کمی نجات پیدا می‌کنند، آیا باید به مردمی که ادعای نجات دارند، شک کرد؟

آیا می‌توانیم از کمی برگزیدگان، برای توجیه دیدگاه کوچکی کلیسا استفاده کنیم، و به اینکه، یک گله‌ٔ کوچک به عمد از دیگران جدا شده است، احساس غرور کنیم؟ چگونه ممکن است کتاب‌مقدس به ما کمک کند تا به این سوءظن که یک کفاره محدود با یک کفاره ناچیز برابر است، پاسخ دهیم؟

برگزیدگان هم کم و هم بسیارند!

در لوقا ۲۳:۱۳ کسی از عیسی می‌پرسد: «خداوندا، آیا تنها شماری اندک از مردم نجات خواهند یافت؟» اما او به آن پاسخ نمی‌دهد. در عوض، او مردم را ترغیب می‌کند تا از درِ تنگی داخل شوند که بسیاری از آن داخل نمی‌شوند (آیه ۲۴). متن، پاسخی به سوال نمی‌دهد.

عیسی در متی ۱۴:۷ قوی‌تر است. «تنگ است آن در و سخت است آن راه که به حیات منتهی می‌شود و یابندگانِ آن کم‌اند». به نظر قطعی می‌رسد. اما آیا عیسی آینده را می‌گوید؟ آیا او ترجیح نمی‌دهد موعظه‌ای خطاب به بی‌ایمانیِ نسل فعلی موعظه کند؟

عیسی تأکید می‌کند که بسیاری از معاصرانش «بیرون رانده می‌شوند» (آیه ۲۸). آنها به پادشاهی نزدیک بودند، اما حاضر نشدند از درِ تنگ وارد شوند، در عوض به کارهای خود اعتماد کردند (رجوع شود به متی ۱:۶-۱۸). به جای آنها، بسیاری از افرادِ خارجی (متی ۱۱:۸) در پادشاهی خدا خواهند نشست (لوقا ۲۹:۱۳).

در خصوصِ اصرار عیسی مبنی بر اینکه «بسیاری فراخوانده می‌شوند، اما تعداد کمی انتخاب می‌شوند» (متی ۱۴:۲۲)، چه کار می‌کنید؟ این نظر، بخشی از تمثیل او در یک جشن عروسی است. از آنجا که بسیاری از دعوت‌شدگان از حضور در آن امتناع می‌ورزند، خداوند به سمت دیگری معطوف می‌شود تا میهمانانی را بیابد که خواهان آن هستند.

عیسی در حال صحبت با معمارانی است که مسیح را رد کرده بودند (۴۲:۲۱). این مثال، آنچه را که پولس بعدها توضیح می‌دهد، روشن می‌کند: «همگان را ایمان نیست» (دوم تسالونیکیان ۲:۳). تعداد کسانی که دعوت شده‌اند، بیشتر از کسانی هستند که واقعا حضور خواهند داشت.

خواندنِ عبارتِ آخرِ حکایت عیسی، «بسیاری فراخوانده می‌شوند، اما تعداد کمی انتخاب می‌شوند»، به عنوان یک تفسیر الهیاتیِ فنی، با استفاده از واژگان پولس «خواندگی» و «انتخاب»، تفسیر بدی است. جان کالوین هشدار داده است که سخنان عیسی در اینجا، نباید ما را وادار کند تا وارد «سؤال درباره انتخاب ابدی خدا» شویم.

اگر حکایت‌ها در خصوصِ تناسب گم‌شدگان و نجات‌یافتگان صحبت می‌کنند، پس آیا باید مانند حکایت ده باکره، که پنجاه درصد از شخصیت‌ها در آنجا نجات یافته‌اند نیز، همین کار را انجام دهیم (متی ۱:۲۵-۱۳)؟ یا ممکن است در حکایت گندم و انبار، بیان کند که گم‌شدگان تنها درصد کمی از جمعیت هستند (متی ۲۴:۱۳).

اما منظور این نیست که چگونه باید تمثیل‌ها و حکایت‌ها را خواند. در حکایت‌ها، عیسی در حال بیان نکات اخلاقی است، نه محاسبات عددی. در مورد عباراتی که از وسعت کفاره مسیح صحبت می‌کنند، چطور؟ پسر انسان آمد «تا جان خود را برای بسیاری فدیه دهد» (متی ۲۸:۲۰).

«و من به شما می‌گویم که بسیاری از شرق و غرب خواهند آمد، و با ابراهیم، اسحاق و یعقوب، در پادشاهی آسمان خواهند نشست» (متی ۱۱:۸). «عطیه به واسطه فیضِ یک انسان یعنی عیسی مسیح، به فراوانی شامل حال بسیاری گردید» (رومیان ۱۵:۵). «به واسطهٔ اطاعت یک انسان نیز بسیاری پارسا خواهند گردید» (رومیان ۱۹:۵).

«اما جایی که گناه افزون شد، فیض بی‌نهایت افزون‌تر گردید» (رومیان ۲۰:۵). یوحنا رویایی از بهشت می‌بیند و می‌گوید: «نگاه کردم، و اینک جماعتی عظیم از هر ملت و طایفه و قوم و زبان پیش روی خود دیدم که هیچ‌کس آنان را نمی‌توانست شماره کند» (مکاشفه ۹:۷).

چگونه می‌توانیم این عبارات را تطبیق دهیم؟ طبق گفته بی. بی. وارفیلد، متونی که اغلب برای دفاع از یک انتخابِ نهایی، ذکر می‌شوند، صرفا نشان‌دهنده وضعیت بی‌ایمانی فراگیر در زمان عیسی مسیح است. این عبارات، که مقدار کوچکی را برای افراد برگزیده پیشنهاد می‌کنند، ممکن است نتایج قابل مشاهده اولیه کارِ رستگاری خدا را، بهتر توصیف کنند.

عیسی خود گفت که پادشاهی خدا مانند دانه خردل است (لوقا ۱۸:۱۳-۱۹)، کم شروع می‌شود. مطمئنا در زمانِ عیسی کوچک بود. تعداد کمی در مسیر باریک او قدم می‌زدند. این همیشه مسیر سختی است، اما در زمان عیسی هم، راه جدیدی بود که به مرور زمان، بهتر درک و بیشتر پیموده شد.

برای تعمق وسعت فیضِ نجات‌دهندهٔ خدا، چرا هشدارهای اولیه عیسی به معاصرانِ بی‌ایمانش (به عنوان مثال، متی ۱۴:۲۲) را بر دیدگاه یوحنا درباره قوم جمع شده خدا، اولویت می‌دهیم (مکاشفه ۹:۷)؟ بنابراین، آیا افراد برگزیده، تعداد اندکی هستند؟ ما می‌توانیم حداقل به سه روش پاسخ دهیم.

۱. کتاب‌مقدس نمی‌گوید چند نفر نجات خواهند یافت.

این سوال که، «آیا تعداد اندکی از افراد نجات یافته‌اند؟» (لوقا ۲۳:۱۳) فرصتی ایده‌آل برای عیسی به وجود آورد تا بگوید: «بله، متأسفانه، فقط چند نفر». اما او از عمد جواب نداد. وارفیلد معتقد بود، چنین عباراتی ثابت می‌کنند که «نجات دشوار است و این وظیفه ما است تا با اداره کردن خودمان، همراه با تلاش و کوشش جدی آن را به دست آوریم. ما هرگز نمی‌توانیم بدانیم که چه تعدادی نجات یافته‌اند».

و اگر کتاب‌مقدس به ما اجازه نمی‌دهد که بگوییم افرادِ برگزیده اندک هستند، این اجازه را هم به ما نمی‌دهد تا به تجربه رو بیاوریم. در زمان رسولان، بخش کمی از جمعیتِ زمین اعضای کلیسا بودند. اما امروز تقریبا یک سوم جمعیت جهان، یعنی تخمین زده شده ۲/۲ میلیارد نفر به ایمانِ مسیحی پایبند هستند.

و اگر کلیسا هنوز در مراحلِ ابتداییِ خودش باشد، چه می‌شود؟ اگر رشدِ حیرت‌انگیزِ مسیحیت از قرن اول تا قرن بیست و یکم تنها اولین بخشِ کوچک از یک جدول زمانی طولانی‌تر از تاریخ کلیسا باشد، چه می‌شود؟ ما به سادگی فاقد چشم‌اندازی برای تعیین کمیتِ افراد منتخب هستیم.

۲. ایمان‌داران باید به یک نجاتِ بزرگ امیدوار باشند.

«سلطان از نبودِ مردم تباه می‌شود» (امثال ۲۸:۱۴). آیا خداوند چنین مشکلی خواهد داشت؟ چارلز هاج بر اساس فیض انتخاب‌کننده خداوند نوشت: «دلیل داریم تا باور کنیم… که تعداد کسانی که سرانجام از دست رفته‌اند، در مقایسه با کلِ تعداد نجات‌یافتگان، بسیار قابل ‌توجه نیست.

خداوندِ متبارکِ ما، هنگامی‌که توسط تعداد بی‌شماری از جمعیتِ فدیه‌شدگان احاطه شود،به عنوان… منجی انسان، به عنوان بره‌ای که گناهان جهان را به دوش می‌کشد، مورد استقبال قرار خواهد گرفت». همچنان که وارد فیلد گفت: «در نهایت، نباید تعداد نجات‌یافتگان کم باشد بلکه زیاد هم باشد و نه تنها کاملا، بلکه نسبتا بزرگ؛

صریح صحبت کنید، این، بخشِ بسیار بیشتری از نسلِ بشر را در بر خواهد گرفت». سرانجام ، چارلز اسپرجن موعظه کرد: «من از صمیمِ قلبم از ناله‌‌ٔ مداوم بعضی از انسان‌ها در مورد کلیسای کوچکشان به عنوان «بازماندگان» یعنی «تعداد اندکی که باید نجات یابند» بیزارم. آنها همیشه در دروازه‌های تنگ و راه‌های باریک زندگی می‌کنند و آنچه را که حقیقت دارد، تصور می‌کنند، اما تعداد کمی از آنها وارد بهشت می‌شوند.

باور دارم بهشت از جهنم بسیار غنی‌تر خواهد بود… زیرا مسیح، در همه چیز برتری دارد (کولسیان ۱۸:۱) و من نمی‌توانم تصور کنم که او چگونه می‌تواند برتری داشته باشد، اگر قرار باشد قلمروهای شیطان بیشتر از بهشت باشد. علاوه بر این، گفته می‌شود که باید جمعیت بسیاری وجود داشته باشد که هیچ‌کس نتواند آن را در بهشت بشمارد.

من هرگز نخوانده‌ام که جمعیت بسیاری وجود داشته باشد که هیچ‌کسی نتواند در جهنم آن را بشمارد. از همه مردم، کسانی که تعالیم کتاب‌مقدس را درباره برگزیدگی بدونِ قید و شرط تأیید می‌کنند (رومیان ۱۶:۹)، دلیلی برای امید داشتن به یک برگزیدگی گسترده دارند. این بدان دلیل است که رستگاری به تمایلِ مردم برای انتخاب فیض بستگی ندارد، بلکه به انتخاب آزادانه خدا بستگی دارد.

او می‌تواند به کسانی که فکر می‌کنیم قابل اصلاح نیستند، رحم کند. اگر اصرار داشته باشیم که فقط تعداد اندکی نجات یافته‌اند، احتمال دارد کار نجات‌دهنده خدا را تحت احتمال آماری قرار دهیم؛ و اگر او به سختی کسی را نجات می‌دهد، پس چرا باید گمان کنم که او من یا دیگران را نجات خواهد داد؟

۳. ما باید وارد پادشاهی بشویم و دیگران را تشویق کنیم که همین کار را انجام دهند.

درِ رسیدن به جلال، تنگ است؛ فقط یک «در» وجود دارد، عیسی! کسی که عدالتِ مسیح را در بَر نکرده باشد، وارد بهشت نخواهد شد. همهٔ آنان و تنها آنانی که با ایمان به او می‌آیند، توسط پدر پذیرفته می‌شوند (یوحنا ۳۷:۶). اما باید بیاییم! در لوقا ۱۳ ، عیسی برای کسانی که بسیار نزدیک به پادشاهی بودند -اما هرگز وارد نشدند- ابراز تأسف کرد.

آنها خالصانه مذهبی بودند. آنها در سرزمین مقدس زندگی می‌کردند. آنها تعلیم عیسی را شنیدند. آنها در حضور او خوردند و نوشیدند، اما بیرون ماندند، زیرا آنها هرگز ویرانه‌هایِ قلوب فاسدِ خود را به مسیح ندادند و گفتند: «ما را نجات دهید!» بله، باید اعتقاد داشته باشیم که نجات‌یافتگان باقی ‌مانده‌اند.

اما سعی نکنیم آن تعداد را کمتر از آنچه خدا دارد، قرار دهیم. در عوض، از درِ تنگ وارد شوید و سعی کنید هر آنکه خواهان آمدن با شما است را نیز با خود ببرید. کلمات مکاشفه ۹:۷ چالش قدیمی خدا را برای ابراهیم بازگو می‌کند: «اکنون به سوی آسمان بنگر و ستارگان را بشمار، اگر بتوانی آ‌نها را بشماری… فرزندان تو نیز چنین خواهند بود» (پیدایش ۵:۱۵).

آیا می‌توانید ابراهیم را در حالی که آسمانِ شب را وارسی می‌کند، درک کنید که حتی نمی‌تواند شمارش آن ستاره‌ها را شروع کند؟ یوحنای رسول دید که دانه‌های با ایمانِ ابراهیم در آن جمع شده است. مانند ابراهیم، سر او چرخید. او همچنین «جمعیت زیادی را دید که هیچ‌کس نمی‌توانست آن را بشمارد» (مکاشفه ۹:۷).

تصویرِ درِ تنگ و مسیر دشوار، راه خداوند برای تلاش فراوان است. تصویرِ تعدادِ بی‌شماری از فدیه‌شدگان، راه خدا برای امیدواری و شگفتی از نجات بزرگ او است.

نویسنده: ویلیام بوکشتاین

یادداشت ویراستار: این گزیده‌ای گسترده و اقتباسی از کتاب «آینده‌ همه چیز»: حقایق ضروری درباره زمان‌های آخر، شهر گرند رپیدز: کتاب‌های میراث اصلاحات، ۲۰.

برگرفته از کانون انجیل

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا